ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2120› เบท 2 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۱۲۰
- دگربار آفتاب اندر حمل شد بخندانید عالم را چو گلشن
G2120:2
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 دگرباره چو مه کردیم خرمن·خرامیدیم بر کوری دشمن
- 2 دگربار آفتاب اندر حمل شد·بخندانید عالم را چو گلشن
- 3 ز طنازی شکوفه لب گشادهست·به غمازی زبان گشتهست سوسن
- 4 چه اطلسها که پوشیدند در باغ·از آن خیاط بیمقراض و سوزن
- 5 طبق بر سر نهاده هر درختی·پر از حلوای بیدوشاب و روغن
- 6 دهل کردیم اشکم را دگربار·چو طبال ربیعی شد دهلزن
- 7 ز ره گشته ز باد آن روی آبی·که بود اندر زمستان همچو آهن
- 8 بهار نو مگر داوود وقت است·کز آن آهن ببافیدهست جوشن
- 9 ندا زد در عدم حق کای ریاحین·برون رفتند آن سردان ز مسکن
- 10 به سربالای هستی روی آرید·چو مرغان خلیلی از نشیمن
- 11 رسید آن لک لک عارف ز غربت·مسبح گرد او مرغان الکن
- 12 هزیمتیان که پنهان گشته بودند·برون کردند سر یک یک ز روزن
- 13 برون کردند سرها سبزپوشان·پر از طوق و جواهر گوش و گردن
- 14 سماع است و هزاران حور در باغ·همیکوبند پا بر گور بهمن
- 15 هلا ای بید گوش و سر بجنبان·اگر داری چو نرگس چشم روشن
- 16 همیگویم سخن را ترک من کن·ستیزه رو است میآید پی من
- 17 نخواهم من برای روی سختش·حدیث عاشقان را فاش کردن
- 18 ینادی الورد یا اصحاب مدین·الا فافرح بنا من کان یحزن
- 19 فان الارض اخضرت بنور·و قال الله للعاری تزین
- 20 و عاد الهاربون الی حیاه·و دیوان النشور غدا مدون
- 21 بامر الله ماتوا ثم جاؤا·و ابلاهم زمانا ثم احسن
- 22 و شمس الله طالعه به فضل·و برهان صنایعه مبرهن
- 23 و صبغنا النبات بغیر صبغ·نقدر حجمها من غیر ملبن
- 24 جنان فی جنان فی جنان·الا یا حایرا فیها توطن
- 25 و هیجنا النفوس الی المعالی·فذا نال الوصال و ذا تفرعن
- 26 الا فاسکت و کلمهم به صمت·فان الصمت للاسرار ابین
ganjoor: sh2120 · public domain