ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2147› เบท 7 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۱۴۷
- مرد که خودپسند شد همچو کدو بلند شد تا نشود ز خود تهی پر نشود کدوی او
G2147:7
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 چیست که هر دمی چنین میکشدم به سوی او·عنبر نی و مشک نی بوی وی است بوی او
- 2 سلسلهای است بیبها دشمن جمله توبهها·توبه شکست من کیم سنگ من و سبوی او
- 3 توبه شکست او بسی توبه و این چنین کسی·پرده دری و دلبری خوی وی است خوی او
- 4 توبهی من برای او توبهشکن هوای او·توبه من گناه من سوخته پیش روی او
- 5 شاخ و درخت عقل و جان نیست مگر به باغ او·آب حیات جاودان نیست مگر به جوی او
- 6 عشق و نشاط گستری با می و رطلِ ساغری·میرسد از کنارها غلغل و های هوی او
- 7 مرد که خودپسند شد همچو کدو بلند شد·تا نشود ز خود تهی پر نشود کدوی او
- 8 سایه که باز میشود جمع و دراز میشود·هست ز آفتاب جان قوت جست و جوی او
- 9 سایه وی است و نور او جمع وی است و دور او·نور ز عکس روی او سایه ز عکس موی او
- 10 ای مه و آفتاب جان پرده دری مکن عیان·تا ز فلک فرودَرَد پردهی هفت تویِ او
- 11 چیست درون جَیب من جز تو و من حجاب من·ای من و تو فنا شده پیش بقای اویِ او
ganjoor: sh2147 · public domain