ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2201› เบท 7 ← ก่อนหน้า
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۲۰۱
- شمس تبریزی شنیدستی ببین این نور را کز وی آمد کاسدیهای بتان این است او
G2201:7
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 در گذر آمد خیالش گفت جان این است او·پادشاه شهرهای لامکان این است او
- 2 صد هزار انگشتها اندر اشارت دیده شد·سوی او از نور جانها کای فلان این است او
- 3 چون زمین سرسبز گشت از عکس آن گلزار او·نعرهها آمد به گوشم ز آسمان این است او
- 4 هین سبکتر دست درزن در عنان مرکبش·پیش از آن کو برکشاند آن عنان این است او
- 5 جمله نور حق گرفته همچو طور این جان از او·همچو گوهر تافته از عین کان این است او
- 6 رو به ماه آورد مریخ و بگفتش هوش دار·تا نلافی تو ز خوبی هان و هان این است او
- 7 شمس تبریزی شنیدستی ببین این نور را·کز وی آمد کاسدیهای بتان این است او
ganjoor: sh2201 · public domain