ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2202› เบท 8 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۲۰۲
- ماه خواندم من تو را بس جرم دارم زین سخن مه کی باشد کاو بود همتای تو همتای تو
G2202:8
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 ای جهان برهم زده سودای تو سودای تو·چاشنی عمرم از حلوای تو حلوای تو
- 2 دامن گردون پر از در است و مروارید و لعل·میدوانند جانب دریای تو دریای تو
- 3 جانهای عاشقان چون سیلها غلطان شده·تا بریزد جمله را در پای تو در پای تو
- 4 جانهای عاشقان چون سیلها غلطان شده·میدوانند جانب دریای تو دریای تو
- 5 ای خمار عاشقان از بادههای دوشِ تو·وی خراب امروزم از فردای تو فردای تو
- 6 من نظر کردم به جانِ سادهی بیرنگِ خویش·زرد دیدم نقشش از صفرای تو صفرای تو
- 7 چون نظر کردم نکو من در صفای گوهرت·ماه رخ بنمود از سیمای تو سیمای تو
- 8 ماه خواندم من تو را بس جرم دارم زین سخن·مه کی باشد کاو بود همتای تو همتای تو
- 9 این چنین گوید خداوند شمس تبریزی بنام·ای همه شهر دلم غوغای تو غوغای تو
ganjoor: sh2202 · public domain