ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2231 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · G2231 · 11 บทกลอน
غزل شمارهٔ ۲۲۳۱
เปิดเบทใดก็ได้เพื่อดูหน้าเฉพาะ — ความหมาย คำอธิบาย ศัพท์ยาก.
- G2231:1 میدوید از هر طرف در جست و جوچشم پرخون تیغ در کف عشق او
- G2231:2 دوش خفته خلق اندر خواب خوشاو به قصد جان عاشق سو به سو
- G2231:3 گاه چون مه تافته بر بامهاگاه چون باد صبا او کو به کو
- G2231:4 ناگهان افکند طشت ما ز بامپاسبانان درشده در گفت و گو
- G2231:5 در میان کوی بانگ دزد خاستاو بزد زخمی و پنهان کرد رو
- G2231:6 گرد او را پاسبانی درنیافتکش زبون گشتهست چرخ تندخو
- G2231:7 بر سر زخم آمد افلاطون عقلکو نشانها را بداند مو به مو
- G2231:8 گفت دانستم که زخم دست کیستکو است اصل فتنههای تو به تو
- G2231:9 چونک زخم او است نبود چارهایآنچ او بشکافت نپذیرد رفو
- G2231:10 از پی این زخم جان نو رسیدجان کهنه دستها از خود بشو
- G2231:11 عشق شمس الدین تبریزی است اینکو برون است از جهان رنگ و بو
ganjoor: sh2231 · public domain