ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 225› เบท 5 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۲۵
- به آبریز برد چونک خورد حلوا تن به سوی عرش برد چونک خورد جان حلوا
G225:5
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 بپخته است خدا بهر صوفیان حلوا·که حلقه حلقه نشستند و در میان حلوا
- 2 هزار کاسه سر رفت سوی خوان فلک·چو درفتاد از آن دیگ در دهان حلوا
- 3 به شرق و غرب فتادست غلغلی شیرین·چنین بوَد، چو دهد شاه خسروان حلوا
- 4 پیاپی از سوی مطبخ رسول میآید·که پختهاند ملایک بر آسمان حلوا
- 5 به آبریز برد چونک خورد حلوا تن·به سوی عرش برد چونک خورد جان حلوا
- 6 به گرد دیگ دل ای جان چو کفچه گرد بهسر·که تا چو کفچه، دهان پر کنی از آن حلوا
- 7 دلی که از پی حلوا چو دیک سوخت سیاه·کرم بوَد که ببخشد به تای نان حلوا
- 8 خموش باش که گر حق نگویدش که بده·چه جای نان، ندهد هم به صد سنان حلوا
ganjoor: sh225 · public domain