ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2258› เบท 13 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۲۵۸
- اگر از نیک و بد مرا نکند شه مدد مرا ز لبش این رسد مرا که سلام علیکم
G2258:13
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 هله ای طالب سمو بگداز از غمش چو مو·بگشا راز با همو که سلام علیکم
- 2 تو چرا آب و روغنی که سلامی نمیکنی·چه شود گر کفی زنی که سلام علیکم
- 3 هله دیوانه لولیا به عروسی ما بیا·لب چون قند برگشا که سلام علیکم
- 4 شفقت را قرین کنی کرم و آفرین کنی·سر و ریش این چنین کنی که سلام علیکم
- 5 چو گشاید در سرا تو مگو هیچ ماجرا·رو ترش کن ز در درآ که سلام علیکم
- 6 چو درآید ترش ترش تو بدو پیش او خمش·غضبش را بدین بکش که سلام علیکم
- 7 چو خیالیت بست ره بمکن سوی او نگه·تو روان شو به پیشگه که سلام علیکم
- 8 چو در این کوی نیست کس نه ز دزدان و نی عسس·تو همین گو همین و بس که سلام علیکم
- 9 بجه از دام و دانهها و از این مات خانهها·بشنو ز آسمانها که سلام علیکم
- 10 شفقت چون فزون کند به خودت رهنمون کند·ز دلت سر برون کند که سلام علیکم
- 11 چو ز صورت برون روی به مقامات معنوی·تو ز شش سوی بشنوی که سلام علیکم
- 12 چو نگنجی در آن گره مگریز و سپس مجه·چو فقیران سری بنه که سلام علیکم
- 13 اگر از نیک و بد مرا نکند شه مدد مرا·ز لبش این رسد مرا که سلام علیکم
- 14 تو رها کن فن و هنر که ندارد کلک خبر·بخوریمش بدین قدر که سلام علیکم
- 15 هله ای یار ماه رو دل هر عقربی مجو·غزل خویشتن بگو که سلام علیکم
- 16 هله مرحوم امتان هله ای عشق همتان·بستردیم جرمتان که سلام علیکم
- 17 چو توی میر زاهدان قمر و فخر عابدان·شنو اکنون ز شاهدان که سلام علیکم
- 18 زهرتان را شکر کنم زنگتان را گهر کنم·کارتان همچو زر کنم که سلام علیکم
- 19 تنتان را چو جان کنم دلتان را جوان کنم·عیبتان را نهان کنم که سلام علیکم
- 20 ز عدم بس چریدهای سوی دل بس دویدهای·ز فلک بس شنیدهای که سلام علیکم
- 21 چو امیدت به ما بود زاغ گیری هما بود·همه عذرت وفا بود که سلام علیکم
- 22 چو گل سرخ در چمن بفروزد رخ و ذقن·نگرد جانب سمن که سلام علیکم
- 23 چو رسد سبزجامهها به سوی باغ و نامهها·شنو از صحن بامها که سلام علیکم
- 24 چو بخندد نهالها ز ریاحین و لالهها·شنو از مرغ نالهها که سلام علیکم
- 25 چو ز مستی زنم دمی رمد از رشک پرغمی·نبدی این نگفتمی که سلام علیکم
- 26 ز کی داری لب و سخن ز شهنشاه امر کن·به همان سوی روی کن که سلام علیکم
ganjoor: sh2258 · public domain