ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 2287 เบท 6 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۲۸۷

  1. پیش رو بدان شده رهزن زاهدان شده دایه شاهدان شده مایه بانگ و غلغله

G2287:6

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 آمد یار و بر کفش جام میی چو مشعله·گفت بیا حریف شو گفتم آمدم هله
  2. 2 جام میی که تابشش جان ببرد ز مشتری·چرخ زند ز بوی او بر سر چرخ سنبله
  3. 3 کوه از او سبک شده مغز از او گران شده·روح سبوکشش شده عقل شکسته بلبله
  4. 4 پاک نی و پلید نی در دو جهان بدید نی·قفل گشا کلید نی کنده هزار سلسله
  5. 5 تازه کند ملول را مایه دهد فضول را·آنک زند ز بی‌رهه راه هزار قافله
  6. 6 پیش رو بدان شده رهزن زاهدان شده·دایه شاهدان شده مایه بانگ و غلغله
  7. 7 هر کی خورد ز نیک و بد مست بمانده تا ابد·هر که نخورد تا رود جانب غصه بی‌گله
  8. 8 غرقه شو اندر آب حق مست شو از شراب حق·نیست شو و خراب حق ای دل تنگ حوصله
  9. 9 هر کی بدان گمان برد از کف مرگ جان برد·آنک نگویم آن برد اینت عظیم منزله

ganjoor: sh2287 · public domain