ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 2295 เบท 7 ← ก่อนหน้า

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۲۹۵

  1. دلم شد جای اندیشه و یا دکان پرشیشه بگو ای شمس تبریزی دلت سنگ است یا خاره

G2295:7

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 سراندازان همی‌آیی نگارین جگرخواره·دلم بردی نمی‌دانم چه آوردی دگرباره
  2. 2 فغان از چشم مکارت کز اول بود این کارت·که پاره پاره پیش آیی و بربایی دل پاره
  3. 3 برای ماه بی‌چون را کشیدی جور گردون را·مسلم گشت مجنون را که عاقل نیست این کاره
  4. 4 بیار آن جام پرآتش که تا ما درکشیمش خوش·به عشق روی آن مه وش برون از چرخ و استاره
  5. 5 بزن آتش به کشت من فکن از بام طشت من·که کار عشق این باشد که باشد عاشق آواره
  6. 6 اگر زخمی زنی از کین به قصد این دل مسکین·بزن که زخم بردارد چه باید کرد بیچاره
  7. 7 دلم شد جای اندیشه و یا دکان پرشیشه·بگو ای شمس تبریزی دلت سنگ است یا خاره

ganjoor: sh2295 · public domain