ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2298› เบท 6 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۲۹۸
- چه برهم گشتهاند این دم حریفان دل از مستی برای جانت ای مه رو سری درکن در این خانه
G2298:6
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 زهی بزم خداوندی زهی میهای شاهانه·زهی یغما که میآرد شه قفجاق ترکانه
- 2 دلم آهن همیخاید از آن لعلین لبی که او·کنار لطف بگشاید میان حلقه مستانه
- 3 هر آن جانی که شد مجنون به عشق حالت بیچون·کجا گیرد قرار اکنون بدین افسون و افسانه
- 4 چو او طره برافشاند سوی عاشق همیداند·که از زنجیر جنبیدن بجنبد شور دیوانه
- 5 به عشق طرههای او که جعد و شاخ شاخ آمد·دل من شاخ شاخ آید چو دندان در سر شانه
- 6 چه برهم گشتهاند این دم حریفان دل از مستی·برای جانت ای مه رو سری درکن در این خانه
- 7 اگر ساقی ندادت می دلا در گل چه افتادی·وگر آن مشک نگشاد او چرا پر گشت پیمانه
- 8 خداوندا در این بیشه چه گم گشتهست اندیشه·تنی تن کجا ماند میان جان و جانانه
- 9 بیا ای شمس تبریزی که در رفعت سلیمانی·که از عشقت همه مرغان شدند از دام و از دانه
ganjoor: sh2298 · public domain