ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 2313 เบท 7 ← ก่อนหน้า

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۳۱۳

  1. از خشم نظر کردی دل زیر و زبر کردی تا این دل آواره از خویش سفر کرده

G2313:7

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 ای جان تو جانم را از خویش خبر کرده·اندیشه تو هر دم در بنده اثر کرده
  2. 2 ای هر چه بیندیشی در خاطر تو آید·بر بنده همان لحظه آن چیز گذر کرده
  3. 3 از شیوه و ناز تو مشغول شده جانم·مکر تو به پنهانی خود کار دگر کرده
  4. 4 بر یاد لب تو نی هر صبح بنالیده·عشقت دهن نی را پرقند و شکر کرده
  5. 5 از چهره چون ماهت وز قد و کمرگاهت·چون ماه نو این جانم خود را چو کمر کرده
  6. 6 خود را چو کمر کردم باشد به میان آیی·ای چشم تو سوی من از خشم نظر کرده
  7. 7 از خشم نظر کردی دل زیر و زبر کردی·تا این دل آواره از خویش سفر کرده

ganjoor: sh2313 · public domain