ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2336› เบท 3 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۳۳۶
- این کیست چنین غلغله در شهر فکنده بر خرمن درویش چو سیلاب رسیده
G2336:3
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 این نیم شبان کیست چو مهتاب رسیده·پیغمبر عشق است ز محراب رسیده
- 2 آورده یکی مشعله آتش زده در خواب·از حضرت شاهنشه بیخواب رسیده
- 3 این کیست چنین غلغله در شهر فکنده·بر خرمن درویش چو سیلاب رسیده
- 4 این کیست بگویید که در کون جز او نیست·شاهی به در خانه بواب رسیده
- 5 این کیست چنین خوان کرم باز گشاده·خندان جهت دعوت اصحاب رسیده
- 6 جامی است به دستش که سرانجام فقیر است·زان آب عنب رنگ به عناب رسیده
- 7 دلها همه لرزان شده جانها همه بیصبر·یک شمه از آن لرزه به سیماب رسیده
- 8 آن نرمی و آن لطف که با بنده کند او·زان نرمی و زان لطف به سنجاب رسیده
- 9 زان ناله و زان اشک که خشک و تر عشق است·یک نغمه تر نیز به دولاب رسیده
- 10 یک دسته کلید است به زیر بغل عشق·از بهر گشاییدن ابواب رسیده
- 11 ای مرغ دل ار بال تو بشکست ز صیاد·از دام رهد مرغ به مضراب رسیده
- 12 خاموش ادب نیست مثلهای مجسم·یا نیست به گوش تو خود آداب رسیده
ganjoor: sh2336 · public domain