ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 2363 เบท 7 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۳۶۳

  1. گرچه گوید فارغم از عاشقان لیکن از او بر سر هر عاشقی صد مهربان برخاسته

G2363:7

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 ای ز هندستان زلفت رهزنان برخاسته·نعره از مردان مرد و از زنان برخاسته
  2. 2 آتش رخسار تو در بیشه جان‌ها زده·دود جان‌ها برشده هفت آسمان برخاسته
  3. 3 جوی‌های شیر و می پنهان روان کرده ز جان·وز معانی ساقیان همچو جان برخاسته
  4. 4 کفر را سرمه کشیده تا بدیده کفر نیز·شاهد دین را میان مؤمنان برخاسته
  5. 5 تن چو دیوار و پس دیوار افتاده دلی·در بیان حال آن دل این زبان برخاسته
  6. 6 رو خرابی‌ها نگر در خانه هستی ز عشق·سقف خانه درشکسته آستان برخاسته
  7. 7 گرچه گوید فارغم از عاشقان لیکن از او·بر سر هر عاشقی صد مهربان برخاسته
  8. 8 شمس تبریزی چو کان عشق باقی را نمود·خون دل یاقوت وار از عکس آن برخاسته

ganjoor: sh2363 · public domain