ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 2374 เบท 6 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۳۷۴

  1. به دهان تو چنین تیغ نهاده‌ست نهنده مثل کارد که گیرد بر تیغی به دهانه

G2374:6

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 هله صیاد نگویی که چه دام است و چه دانه·که چو سیمرغ ببیند بجهد مست ز لانه
  2. 2 بجز از دست فلانی مستان باده که آن می·برهاند دل و جان را ز فسون و ز فسانه
  3. 3 بخورد عشق جهان را چو عصا از کف موسی·به زبانی که بسوزد همه را همچو زبانه
  4. 4 نه سماع است نه بازی که کمندی است الهی·منگر سست به نخوت تو در این بیت و ترانه
  5. 5 نبود هیچ غری را غم دلاله و شاهد·نبود هیچ کلی را غم شانه گر و شانه
  6. 6 به دهان تو چنین تیغ نهاده‌ست نهنده·مثل کارد که گیرد بر تیغی به دهانه
  7. 7 که خیالات سفیهان همه دربان الهند·نگذارند سگان را سوی درگاه و ستانه
  8. 8 نگذارند غران را که درآیند به لشکر·که بخندد لب دشمن ز کر و فر زنانه
  9. 9 چو ندیده‌ست نشانه نبود اسپر و تیرش·چو نخورده‌ست دوگانه نبود مرد یگانه

ganjoor: sh2374 · public domain