ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 2381 เบท 5 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۳۸۱

  1. دل چو شاه آمد زبان چون ترجمان شاه بین با ترجمان آمیخته

G2381:5

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 عشق بین با عاشقان آمیخته·روح بین با خاکدان آمیخته
  2. 2 چند بینی این و آن و نیک و بد·بنگر آخر این و آن آمیخته
  3. 3 چند گویی بی‌نشان و بانشان·بی‌نشان بین با نشان آمیخته
  4. 4 چند گویی این جهان و آن جهان·آن جهان بین وین جهان آمیخته
  5. 5 دل چو شاه آمد زبان چون ترجمان·شاه بین با ترجمان آمیخته
  6. 6 اندرآمیزید زیرا بهر ماست·این زمین با آسمان آمیخته
  7. 7 آب و آتش بین و خاک و باد را·دشمنان چون دوستان آمیخته
  8. 8 گرگ و میش و شیر و آهو چار ضد·از نهیب قهرمان آمیخته
  9. 9 آن چنان شاهی نگر کز لطف او·خار و گل در گلستان آمیخته
  10. 10 آن چنان ابری نگر کز فیض او·آب چندین ناودان آمیخته
  11. 11 اتحاد اندر اثر بین و بدان·نوبهار و مهرگان آمیخته
  12. 12 گرچه کژبازند و ضدانند لیک·همچو تیرند و کمان آمیخته
  13. 13 قند خا خاموش باش و حیف دان·قند و پند اندر دهان آمیخته
  14. 14 شمس تبریزی همی‌روید ز دل·کس نباشد آن چنان آمیخته

ganjoor: sh2381 · public domain