ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2413› เบท 5 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۴۱۳
- اگر چه هر طرفی بازگشت در طلبش از آن طلب چو به خود وانگشت شد خسته
G2413:5
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 عجب دلی که به عشق بت است پیوسته·عجبتر این که بتش پیش او است بنشسته
- 2 بمال چشم دلا بهترک از این بنگر·مدو به هر طرف ای دل تو نیز آهسته
- 3 دو کف به سوی دعا سوی بحر میرانی·نه گوهر تو به جیب تو است پیوسته
- 4 خنک کسی که ورا دست گرد جیب بود·که او لطیف و سبک روح گشت و برجسته
- 5 اگر چه هر طرفی بازگشت در طلبش·از آن طلب چو به خود وانگشت شد خسته
- 6 میان گلبن دل جان بخسته از خاری·ببین دلا تو ز خاری هزار گلدسته
- 7 میان دل چو برآید غبار و طبل و علم·هزار سنجق هستی ببین تو بشکسته
- 8 بیا به شهر عدم درنگر در آن مستان·ببین ز خویش و هزاران چو خویش وارسته
- 9 نهاده هر دو قدم شاد در سرای بقا·و زین بساط فنا هر دو دست خود شسته
ganjoor: sh2413 · public domain