ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 2414 เบท 4 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۴۱۴

  1. طلسم تن که ز هر زهر شهد بنموده‌ست عروس پرده نموده‌ست مر تو را پرده

G2414:4

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 ز لقمه‌ای که بشد دیده تو را پرده·مخور تو بیش که ضایع کنی سراپرده
  2. 2 حیات خویش در آن لقمه گرچه پنداری·ضمیر را سبل است آن و دیده را پرده
  3. 3 چرا مکن تو در این جا مگو چرا نکنم·که چشم جان را گشته است این چرا پرده
  4. 4 طلسم تن که ز هر زهر شهد بنموده‌ست·عروس پرده نموده‌ست مر تو را پرده
  5. 5 چو لقمه را ببریدی خیال پیش آید·خیال‌هاست شده بر در صفا پرده
  6. 6 خیال طبع به روی خیال روح آید·ز عقل نعره برآید که جان فزا پرده
  7. 7 دلا جدا شو از این پرده‌های گوناگون·هلا که تا نکند مر تو را جدا پرده

ganjoor: sh2414 · public domain