ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2438› เบท 4 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۴۳۸
- در کار مشکل میکند در بحر منزل میکند جان قصه دل میکند کو عاشقی دل دادهای
G2438:4
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 دزدید جمله رخت ما لولی و لولی زادهای·در هیچ مسجد مکر او نگذاشته سجادهای
- 2 خرقه فلک ده شاخ از او برج قمر سوراخ از او·وای ار بیفتد در کفش چون من سلیمی سادهای
- 3 زد آتش اندر عود ما بر آسمان شد دود ما·بشکست باد و بود ما ساقی به نادر بادهای
- 4 در کار مشکل میکند در بحر منزل میکند·جان قصه دل میکند کو عاشقی دل دادهای
- 5 دل داده آن باشد که او در صبر باشد سخت رو·نی چون تو گوشه گشتهای در گوشهای افتادهای
- 6 در غصهای افتادهای تا خود کجا دل دادهای·در آرزوی قحبه یا وسوسه قوادهای
- 7 شرمی بدار از ریش خود از ریش پرتشویش خود·بسته دو چشم از عاقبت در هرزه لب گشادهای
- 8 خوب است عقل آن سری در عاقبت بینی جری·از حرص وز شهوت بری در عاشقی آمادهای
- 9 خامش که مرغ گفت من پرد سبک سوی چمن·نبود گرو در دفتری در حجرهای بنهادهای
ganjoor: sh2438 · public domain