ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2444› เบท 9 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۴۴۴
- خالی کنی سر از هوس گردی تو زنده بینفس یاهو نگویی زان سپس چون غرقه یاهو شوی
G2444:9
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 چون درشوی در باغ دل مانند گل خوشبو شوی·چون برپری سوی فلک همچون ملک مهرو شوی
- 2 گر همچو روغن سوزدت خود روشنی گردی همه·سرخیل عشرتها شوی گرچه ز غم چون مو شوی
- 3 هم مُلک و هم سلطان شوی هم خلد و هم رضوان شوی·هم کفر و هم ایمان شوی هم شیر و هم آهو شوی
- 4 از جای در بیجا روی وز خویشتن تنها روی·بیمرکب و بیپا روی چون آب اندر جو شوی
- 5 چون جان و دل یکتا شوی پیدای ناپیدا شوی·هم تلخ و هم حلوا شوی با طبع می همخو شوی
- 6 از طبع خشکی و تری همچون مسیحا برپری·گردابها را بردری راهی کنی یک سو شوی
- 7 شیرین کنی هر شور را حاضر کنی هر دور را·پرده نباشی نور را گر چون فلک نُهتو شوی
- 8 شه باش دولت ساخته مه باش رفعت یافته·تا چند همچون فاخته جوینده و کوکو شوی
- 9 خالی کنی سر از هوس گردی تو زنده بینفس·یاهو نگویی زان سپس چون غرقه یاهو شوی
- 10 هر خانه را روزن شوی هر باغ را گلشن شوی·با من نباشی من شوی چون تو ز خود بیتو شوی
- 11 سر در زمین چندین مکش سر را برآور شاد کش·تا تازه و خندان و خوش چون شاخ شفتالو شوی
- 12 دیگر نخواهی روشنی از خویشتن گردی غنی·چون شاه مسکینپروری چون ماه ظلمتجو شوی
- 13 تو جان نخواهی جان دهی هر درد را درمان دهی·مرهم نجویی زخم را خود زخم را دارو شوی
ganjoor: sh2444 · public domain