ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 2485 เบท 10 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۴۸۵

  1. دارد از تو جزو و کل خرمیی و شادیی وز رخ تو درخت گل خجلت و شرمساریی

G2485:10

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 یاور من توی بکن بهر خدای یاریی·نیست تو را ضعیف‌تر از دل من شکاریی
  2. 2 نای برای من کند در شب و روز ناله‌ای·چنگ برای من کند با غم و سوز زاریی
  3. 3 کی بفشاردی مرا دست غمی و غصه‌ای·گر تو مرا به عاطفت در بر خود فشاریی
  4. 4 دیده همچو ابر من اشک روان نباردی·گر تو ز ابر مرحمت بر سر من بباریی
  5. 5 دست دراز کردمی‌گوش فلک گرفتمی·گر سر زلف خویش را تو به کفم سپاریی
  6. 6 از سر ماه من کله بستدمی ربودمی·گر تو شبی به لطف خود خوش سر من بخاریی
  7. 7 حق حقوق سابقت حق نیاز عاشقت·حق زروع جان من کش تو کنی بهاریی
  8. 8 حق نسیم بوی تو کان رسدم ز کوی تو·حق شعاع روی تو کو کندم نهاریی
  9. 9 تا که نثار کرده‌ای از گل وصل بر سرم·بر کف پای کوششم خار نکرد خاریی
  10. 10 دارد از تو جزو و کل خرمیی و شادیی·وز رخ تو درخت گل خجلت و شرمساریی
  11. 11 ای لب من خموش کن سوی اصول گوش کن·تا کند او به نطق خود نادره غمگساریی

ganjoor: sh2485 · public domain