ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 2488 เบท 4 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۴۸۸

  1. شمع بدان صبور شد تا همگیش نور شد نور به است از همه خاصه که نور سرمدی

G2488:4

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 ای که غریب آتشی در دل و جان ما زدی·آتش دل مقیم شد تو به سفر چرا شدی
  2. 2 آتش تو مقیم شد با دل من ندیم شد·آتش خویش را بگو کآب حیات آمدی
  3. 3 چاشنی خیال تو می‌بدرد دل مرا·ای غم او چو شکری ای دل من چو کاغذی
  4. 4 شمع بدان صبور شد تا همگیش نور شد·نور به است از همه خاصه که نور سرمدی
  5. 5 نور دمی که عاق شد طالب روح طاق شد·ماه مرا محاق شد بی‌مه فضل ایزدی
  6. 6 بازرسید آیتی از طرف عنایتی·وحدت بی‌نهایتی گشت امام و مقتدی
  7. 7 بست پلنگ قهر را بازگشاد مهر را·قبه ببست شهر را شهر برست از بدی

ganjoor: sh2488 · public domain