ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2490› เบท 1 ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۴۹۰
- ساقی جان فزای من بهر خدا ز کوثری در سر مست من فکن جام شراب احمری
G2490:1
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 ساقی جان فزای من بهر خدا ز کوثری·در سر مست من فکن جام شراب احمری
- 2 بحر کرم توی مرا از کف خود بده نوا·باغ ارم توی مها بر بر من بزن بری
- 3 ای به زمین ز آسمان آمده چون فرشتهای·وی ز خطاب اشربوا مغز مرا پیمبری
- 4 بزم درآ و می بده رسم بهار نو بنه·ای رخ تو چو گلشنی وی قد تو صنوبری
- 5 گرچه به بتکده دلم هر نفسی است صورتی·نیست و نباشد و نبد چون رخ تو مصوری
- 6 می چو دود بر این سرم بسکلد از تو لنگرم·چهره زرد چون زرم سرخ شود چو آذری
- 7 بحر کرم چه کم شود گر بخورند جرعهای·فضل خدا چه کم شود گر برسد به کافری
- 8 این دل بیقرار را از قدحی قرار ده·وین صدف وجود را بخش صفای گوهری
- 9 یا برهان ز فکرتم یا برسان به فطرتم·یا بتراش نردبان باز کن از فلک دری
ganjoor: sh2490 · public domain