ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2507› เบท 3 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۵۰۷
- بیا ساقی کم آزارم که من از خویش بیزارم بنه بر دست آن شیشه به قانون پری خوانی
G2507:3
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 بیامد عید ای ساقی عنایت را نمیدانی·غلامانند سلطان را بیارا بزم سلطانی
- 2 منم مخمور و مست تو قدح خواهم ز دست تو·قدح از دست تو خوشتر که می جان است و تو جانی
- 3 بیا ساقی کم آزارم که من از خویش بیزارم·بنه بر دست آن شیشه به قانون پری خوانی
- 4 چنان کن شیشه را ساده که گوید خود منم باده·به حق خویشی ای ساقی که بیخویشم تو بنشانی
- 5 به عشق و جست و جوی تو سبو بردم به جوی تو·بحمدالله که دانستم که ما را خود تو جویانی
- 6 تو خواهم کز نکوکاری سبو را نیک پر داری·از آن میهای روحانی وزان خمهای پنهانی
- 7 میی اندر سرم کردی و دیگر وعدهام کردی·به جان پاکت ای ساقی که پیمان را نگردانی
- 8 که ساقی الستی تو قرار جان مستی تو·در خیبر شکستی تو به بازوی مسلمانی
ganjoor: sh2507 · public domain