ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2552› เบท 3 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۵۵۲
- دورویی با چنان رویی پلیدی در چنان جویی چه گنجد پیش صدیقان نفاقی کارفرمایی
G2552:3
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 کجا باشد دورویان را میان عاشقان جایی·که با صد رو طمع دارد ز روز عشق فردایی
- 2 طمع دارند و نبودشان که شاه جان کند ردشان·ز آهن سازد او سدشان چو ذوالقرنین آسایی
- 3 دورویی با چنان رویی پلیدی در چنان جویی·چه گنجد پیش صدیقان نفاقی کارفرمایی
- 4 که بیخ بیشه جان را همه رگهای شیران را·بداند یک به یک آن را بدیده نورافزایی
- 5 بداند عاقبتها را فرستد راتبتها را·ببخشد عافیتها را به هر صدیق و یکتایی
- 6 براندازد نقابی را نماید آفتابی را·دهد نوری خدایی را کند او تازه انشایی
- 7 اگر این شه دورو باشد نه آنش خلق و خو باشد·برای جست و جو باشد ز فکر نفس کژپایی
- 8 دورویی او است بیکینه ازیرا او است آیینه·ز عکس تو در آن سینه نماید کین و بدرایی
- 9 مزن پهلو به آن نوری که مانی تا ابد کوری·تو با شیران مکن زوری که روباهی به سودایی
- 10 که با شیران مری کردن سگان را بشکند گردن·نه مکری ماند و نی فن ، نه دورویی نه صدتایی
ganjoor: sh2552 · public domain