ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 259› เบท 12 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۵۹
- بیند چشمش که چه خواهد شدن تا ابد او بیند پیشانه را
G259:12
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 پیش کش آن شاه شکرخانه را·آن گهر روشن دردانه را
- 2 آن شه فرخرخ بیمثل را·آن مه دریادل جانانه را
- 3 روح دهد مرده پوسیده را·مِهر دهد سینه بیگانه را
- 4 دامن هر خار پر از گل کند·عقل دهد کله دیوانه را
- 5 در خرد طفل دوروزه نهد·آنچ نباشد دل فرزانه را
- 6 طفل کی باشد تو مگر منکری·عربده استن حنانه را
- 7 مست شوی و شه مستان شوی·چونک بگرداند پیمانه را
- 8 بیخودم و مست و پراکنده مغز·ور نه نکو گویم افسانه را
- 9 با همه بشنو که بباید شنود·قصه شیرین غریبانه را
- 10 بشکند آن روی دل ماه را·بشکند آن زلف دو صد شانه را
- 11 قصه آن چشم کی یارد گزارد·ساحر ساحرکش فتانه را
- 12 بیند چشمش که چه خواهد شدن·تا ابد او بیند پیشانه را
- 13 راز مگو رو عجمی ساز خویش·یاد کن آن خواجه علیانه را
ganjoor: sh259 · public domain