ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 2591 เบท 7 ← ก่อนหน้า

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۵۹۱

  1. پس من ز چه بشناسم از چرخ زمین‌ها را چون قاعده بشکستی وز درد دوا کردی

G2591:7

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 ای پرده در پرده بنگر که چه‌ها کردی·دل بردی و جان بردی این جا چه رها کردی
  2. 2 خورشید جهانی تو سلطان شهانی تو·بی‌هوشی جانی تو گیرم که جفا کردی
  3. 3 هم عاقبت ای سلطان بردی همه را مهمان·در بخشش و در احسان حاجات روا کردی
  4. 4 هر سنگ که بگرفتی لعل و گهرش کردی·هر پشه که پروردی صد همچو هما کردی
  5. 5 یک طایفه را ای جان منشور خطا دادی·یک قافله را ناگه اصحاب صفا کردی
  6. 6 آثار فلک‌ها را اجزای زمین کردی·اجزای زمین‌ها را در لطف سما کردی
  7. 7 پس من ز چه بشناسم از چرخ زمین‌ها را·چون قاعده بشکستی وز درد دوا کردی

ganjoor: sh2591 · public domain