ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2610› เบท 7 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۶۱۰
- آبی است به زیرش مه آبی است به زیرش که او چشم چنین بندد چون جادو دلخواهی
G2610:7
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 چون بسته کنی راهی آخر بشنو آهی·از بهر خدا بشنو فریاد و علی اللهی
- 2 در روح نظر کردم بیرنگ چو آبی بود·ناگاه پدید آمد در آب چنان ماهی
- 3 آن آب به جوش آمد هستی به خروش آمد·تا واشد و دریا شد این عالم چون چاهی
- 4 دیدم که فراز آمد دریا و بشد قطره·من قطره و او قطره گشتیم چو همراهی
- 5 چون پیشترک رفتم دریا شد و بگرفتم·او قطره شده دریا من قطره شده گاهی
- 6 پیش آی تو دریا را نظاره بکن ما را·باشد که تو هم افتی در مکر شهنشاهی
- 7 آبی است به زیرش مه آبی است به زیرش که·او چشم چنین بندد چون جادو دلخواهی
- 8 با لعل تو کی جویم من ملک بدخشان را·چاه و رسن زلفت والله که به از جاهی
- 9 از غمزه جادواش شمس الحق تبریزی·در سحر نمیبندد جز سینه آگاهی
ganjoor: sh2610 · public domain