ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 2638 เบท 7 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۶۳۸

  1. امروز تو را بازخرد از غمش آن نور کو را چو دل و جان به دل و جان بخریدی

G2638:7

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 ای آنک به دل‌ها ز حسد خار خلیدی·این‌ها همه کردی و در آن گور خزیدی
  2. 2 تلخی دهد امروز تو را در دل و در کام·آن زهرگیاهی که در این دشت چریدی
  3. 3 آن آهن تو نرم شد امروز ببینی·که قفل دری یا جهت قفل کلیدی
  4. 4 طوق ملکی این دم اگر گوهر پاکی·رد فلکی این دم اگر جان پلیدی
  5. 5 با جمله روان‌ها به تک روح روانی·سلطان جهادی اگر از نفس جهیدی
  6. 6 با خالق آرام تو آرام گرفتی·وز دیو رمیده تو به هنگام رهیدی
  7. 7 امروز تو را بازخرد از غمش آن نور·کو را چو دل و جان به دل و جان بخریدی
  8. 8 آن سیمبر اندر بر سیمین تو آید·کو را چو نثار زر از این خاک بچیدی
  9. 9 ای عشق ببخشای بر این خاک که دانی·کز خاک همان رست که در خاک دمیدی
  10. 10 خامش کن و منمای به هر کس سر دل ز آنک·در دیده هر ذره چو خورشید پدیدی

ganjoor: sh2638 · public domain