ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2746› เบท 4 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۷۴۶
- بفشار به غم تو دزد خود را غم نیست چو هم تو غمگساری
G2746:4
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 آن را که به لطف سر بخاری·از عقل و معامله برآری
- 2 از یک نظرت قیامتی خاست·یا رب تو در آن نظر چه داری
- 3 از لعل تو دل دری بدزدید·دزد است از آنش میفشاری
- 4 بفشار به غم تو دزد خود را·غم نیست چو هم تو غمگساری
- 5 بفشار که رخت مؤمنان را·پنهان کرده است از عیاری
- 6 یا من نعش العبید فضلا·من کل مواقع العثار
- 7 بالفضل اعاد ما فقدنا·بعد الحولان و التواری
- 8 فجرت من الهوا عیونا·فی مرج قلوبنا جواری
- 9 تخضر بمائها غصون·فی الروح لذیذه الثمار
- 10 یا من غصب القلوب جهرا·ثم اکرمهن فی السرار
- 11 دی رفت و پریر رفت و امروز·جان منتظر است تا چه آری
- 12 هر روز ز تو وظیفه دارد·این باز هزار گون شکاری
- 13 برگیر کلاه از سر باز·تا پر بزند در این صحاری
- 14 زان پیش که میدهد مرا دوست·آن لطف نمود و بردباری
- 15 که مست شدم ز باده ماندم·اندر بر لطف و حق گزاری
- 16 آید از باغ لطف و سبزی·آید ز بهار هم بهاری
- 17 ای باد بهار عشق و سودا·بر خسته دلان چه سازگاری
- 18 اسکت و افتح جناح عشق·حان الجولان فی المطار
- 19 خاموش که غیر حرف و آواز·بی صد لغت دگر سواری
ganjoor: sh2746 · public domain