ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2781› เบท 12 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۷۸۱
- آمد آن ماهی که چون ابر گران در فرقتش اشکها چون مشکها بهر لقا میریختی
G2781:12
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 ساقیا بر خاک ما چون جرعهها میریختی·گر نمیجستی جنون ما چرا میریختی
- 2 ساقیا آن لطف کو کان روز همچون آفتاب·نور رقص انگیز را بر ذرهها میریختی
- 3 دست بر لب مینهی یعنی خمش من تن زدم·خود بگوید جرعهها کان بهر ما میریختی
- 4 ریختی خون جنید و گفت اخ هل من مزید·بایزیدی بردمید از هر کجا میریختی
- 5 ز اولین جرعه که بر خاک آمد آدم روح یافت·جبرئیلی هست شد چون بر سما میریختی
- 6 میگزیدی صادقان را تا چو رحمت مست شد·از گزافه بر سزا و ناسزا میریختی
- 7 میبدادی جان به نان و نان تو را درخورد نی·آب سقا میخریدی بر سقا میریختی
- 8 همچو موسی کآتشی بنمودیش وآن نور بود·در لباس آتشی نور و ضیا میریختی
- 9 روز جمعه کی بود روزی که در جمع توییم·جمع کردی آخر آن را که جدا میریختی
- 10 درج بد بیگانهای با آشنا در هر دمم·خون آن بیگانه را بر آشنا میریختی
- 11 ای دل آمد دلبری کاندر ملاقات خوشش·همچو گل در برگ ریزان از حیا میریختی
- 12 آمد آن ماهی که چون ابر گران در فرقتش·اشکها چون مشکها بهر لقا میریختی
- 13 دلبرا دل را ببر در آب حیوان غوطه ده·آب حیوانی کز آن بر انبیا میریختی
- 14 انبیا عامی بدندی گر نه از انعام خاص·بر مس هستی ایشان کیمیا میریختی
- 15 این دعا را با دعای ناکسان مقرون مکن·کز برای ردشان آب دعا میریختی
- 16 کوشش ما را منه پهلوی کوششهای عام·کز بقاشان میکشیدی در فنا میریختی
ganjoor: sh2781 · public domain