ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2859› เบท 6 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۸۵۹
- چشم عشاق ز چشم خوش تو تردامن فتنه و رهزن هر زاهد و هر زاهدهای
G2859:6
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 برو ای عشق که تا شحنه خوبان شدهای·توبه و توبه کنان را همه گردن زدهای
- 2 کی شود با تو معول که چنین صاعقهای·کی کند با تو حریفی که همه عربدهای
- 3 نی زمین و نه فلک را قدم و طاقت توست·نه در این شش جهتی پس ز کجا آمدهای
- 4 هشت جنت به تو عاشق تو چه زیبا رویی·هفت دوزخ ز تو لرزان تو چه آتشکدهای
- 5 دوزخت گوید بگذر که مرا تاب تو نیست·جنت جنتی و دوزخ دوزخ بدهای
- 6 چشم عشاق ز چشم خوش تو تردامن·فتنه و رهزن هر زاهد و هر زاهدهای
- 7 بی تو در صومعه بودن به جز از سودا نیست·ز آنک تو زندگی صومعه و معبدهای
- 8 دل ویران مرا داد ده ای قاضی عشق·که خراج از ده ویران دلم بستدهای
- 9 ای دل ساده من داد ز کی میخواهی·خون مباح است بر عشق اگر زین ردهای
- 10 داد عشاق ز اندازه جان بیرون است·تو در اندیشه و در وسوسه بیهدهای
- 11 جز صفات ملکی نیست یقین محرم عشق·تو گرفتار صفات خر و دیو و ددهای
- 12 بس کن و سحر مکن اول خود را برهان·که اسیر هوس جادویی و شعبدهای
ganjoor: sh2859 · public domain