ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 2880 เบท 7 ← ก่อนหน้า

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۸۸۰

  1. چه شدم من‌؟ تو بگو هم که ‌«چه دانم‌؟» شده‌ام کی بگوید لب تو حرف بدین آسانی‌؟

G2880:7

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 به حق و حرمت آنکه همگان را جانی·قدحی پر کن از آنکه صفتش می‌دانی
  2. 2 همه را زیر و زبر کن نه زبر مان و نه زیر·تا بدانند که امروز در این میدانی
  3. 3 آتش باده بزن در بُنهِ شرم و حیا·دل مستان بگرفت از طرب پنهانی
  4. 4 وقت آن شد که دل رفته به ما بازآری·عقل‌ها را چو کبوتر‌بچگان پرانی
  5. 5 نکته می‌گویی در حلقه مستان خراب·خوش بود گنج که درتابد در ویرانی
  6. 6 می جوشیده بر این سوختگان گردان کن·پیش خامان بنه آن قلیه و آن بورانی
  7. 7 چه شدم من‌؟ تو بگو هم که ‌«چه دانم‌؟» شده‌ام·کی بگوید لب تو حرف بدین آسانی‌؟

ganjoor: sh2880 · public domain