ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2887› เบท 7 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۸۸۷
- نی غلط گفتم سرمست بدم زفت زدم کی بود آینه را با رخ تو گنجایی
G2887:7
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 بده ای کف تو را قاعده لطف افزایی·کف دریا چه کند خواجه به جز دریایی
- 2 چون تو خواهی که شکرخایی غلط اندازی·ز پی خشم رهی ساعد و کف میخایی
- 3 صنما مغلطه بگذار و مگو تا فردا·چون توی پای علم نقد که را میپایی
- 4 ترشم گفتی و پیش شکر بیحد تو·عسل و قند چه دارند به جز سرکایی
- 5 گرچه من روترشم لیک خم سرکه نیم·ورچه هر جا بروم لیک نیم هرجایی
- 6 گر تو خوبی و منم آینه روی خوشت·پیش رو دار مرا چونک جهان آرایی
- 7 نی غلط گفتم سرمست بدم زفت زدم·کی بود آینه را با رخ تو گنجایی
- 8 نو فسونی است مرا سخت عجب پیشتر آ·تا به گوش تو فروخوانم ای بینایی
ganjoor: sh2887 · public domain