ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 29 เบท 9 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۹

  1. کو دیده‌ها درخورد تو تا دررسد در گرد تو کو گوش هوش آورد تو تا بشنود برهان ما

G29:9

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 ای از ورای پرده‌ها تاب تو تابستان ما·ما را چو تابستان ببر دل گرم تا بستان ما
  2. 2 ای چشم جان را توتیا آخر کجا رفتی بیا·تا آب رحمت برزند از صحن آتشدان ما
  3. 3 تا سبزه گردد شوره‌ها تا روضه گردد گورها·انگور گردد غوره‌ها تا پخته گردد نان ما
  4. 4 ای آفتاب جان و دل ای آفتاب از تو خجل·آخر ببین کاین آب و گل چون بست گرد جان ما
  5. 5 شد خارها گلزارها از عشق رویت بارها·تا صد هزار اقرارها افکند در ایمان ما
  6. 6 ای صورت عشق ابد خوش رو نمودی در جسد·تا ره بری سوی احد جان را از این زندان ما
  7. 7 در دود غم بگشا طرب روزی نما از عین شب·روزی غریب و بوالعجب ای صبح نورافشان ما
  8. 8 گوهر کنی خرمهره را زهره بدری زهره را·سلطان کنی بی‌بهره را شاباش ای سلطان ما
  9. 9 کو دیده‌ها درخورد تو تا دررسد در گرد تو·کو گوش هوش آورد تو تا بشنود برهان ما
  10. 10 چون دل شود احسان شمر در شکر آن شاخ شکر·نعره برآرد چاشنی از بیخ هر دندان ما
  11. 11 آمد ز جان بانگ دهل تا جزوها آید به کل·ریحان به ریحان گل به گل از حبس خارستان ما

ganjoor: sh29 · public domain