ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2937› เบท 6 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۹۳۷
- تا شد گرانترک شد آن هیکل خدایی تا برنتابد آن را پشت هزار تازی
G2937:6
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 از بهر مرغ خانه چون خانهای بسازی·اشتر در او نگنجد با آن همه درازی
- 2 آن مرغ خانه عقل است و آن خانه این تن تو·اشتر جمال عشق است با قد و سرفرازی
- 3 رطل گران شه را این مرغ برنتابد·بویی کز او بیابی صد مغز را ببازی
- 4 از ما مجوی جانا اسرار این حقیقت·زیرا که غرق غرقم از نکته مجازی
- 5 من هیکلی بدیدم اسرار عشق در وی·کردم حمایل آن را از روی لاغ و بازی
- 6 تا شد گرانترک شد آن هیکل خدایی·تا برنتابد آن را پشت هزار تازی
- 7 شد پردهام دریده تا پردهها بسوزم·از آتشی که خیزد در پرده حجازی
- 8 چون عشق او بغرد وین پردهها بدرد·با شمس حق تبریز در وقت عشقبازی
ganjoor: sh2937 · public domain