ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 3065› เบท 7 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۳۰۶۵
- هزار گنج گدای چنین عجب کانی هزار سیم نثار لطیف سیمایی
G3065:7
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 شدم به سوی چه آب همچو سقایی·برآمد از تک چه یوسفی معلایی
- 2 سبک به دامن پیراهنش زدم من دست·ز بوی پیرهنش دیده گشت بینایی
- 3 به چاه در نظری کردم از تعجب من·چه از ملاحت او گشته بود صحرایی
- 4 کلیم روح به هر جا رسید میقاتش·اگر چه کور بود گشت طور سینایی
- 5 زنخ ز دست رقیبی که گفت از چه دور·از این سپس منم و چاه و چون تو زیبایی
- 6 کسی که زنده شود صد هزار مرده از او·عجب نباشد اگر پیر گشت برنایی
- 7 هزار گنج گدای چنین عجب کانی·هزار سیم نثار لطیف سیمایی
- 8 جهان چو آینه پرنقش توست اما کو·به روی خوب تو بیآینه تماشایی
- 9 سخن تو گو که مرا از حلاوت لب تو·نه عقل ماند و نه اندیشهای و نی رایی
ganjoor: sh3065 · public domain