ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 3067› เบท 1 ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۳۰۶۷
- تو در عقیله ترتیب کفش و دستاری چگونه رطل گران خوار را به دست آری
G3067:1
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 تو در عقیله ترتیب کفش و دستاری·چگونه رطل گران خوار را به دست آری
- 2 به جان من به خرابات آی یک لحظه·تو نیز آدمیی مردمی و جان داری
- 3 بیا و خرقه گرو کن به می فروش الست·که پیش از آب و گلست از الست خماری
- 4 فقیر و عارف و درویش وانگهی هشیار·مجاز بود چنین نامها تو پنداری
- 5 سماع و شرب سقاهم نه کار درویشست·زیان و سود کم و بیش کار بازاری
- 6 بیا بگو که چه باشد الست عیش ابد·ملنگ هین به تکلف که سخت رهواری
- 7 سری که درد ندارد چراش میبندی·چرا نهی تن بیرنج را به بیماری
ganjoor: sh3067 · public domain