ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 310 เบท 5 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۳۱۰

  1. دریای عشق را دل من دید ناگهان از من بجست در وی و گفتا مرا بیاب

G310:5

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 بازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب·آورد آتشی که نمیرد به هیچ آب
  2. 2 بنگر به خانه تن و بنگر به جان من·از جام عشق او شده این مست و آن خراب
  3. 3 میر شرابخانه چو شد با دلم حریف·خونم شراب گشت ز عشق و دلم کباب
  4. 4 چون دیده پر شود ز خیالش ندا رسد·احسنت ای پیاله و شاباش ای شراب
  5. 5 دریای عشق را دل من دید ناگهان·از من بجست در وی و گفتا مرا بیاب
  6. 6 خورشیدروی مفخر تبریز شمس دین·اندر پیش دوان شده دل‌های چون سحاب

ganjoor: sh310 · public domain