ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 3140› เบท 4 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۳۱۴۰
- چو سحر پرده میدرد تو پس پرده میروی چو به شب پرده میکشد تو به شب پرده میدری
G3140:4
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 صنما بر همه جهان تو چو خورشید سروری·قمرا میرسد تو را که به خورشید بنگری
- 2 همه عالم چو جان شود همگی گلستان شود·شکم خاک کان شود چو تو بر خاک بگذری
- 3 تن من همچو رشته شد به دلم مهر کشته شد·چو به سر این نوشته شد نبود کار سرسری
- 4 چو سحر پرده میدرد تو پس پرده میروی·چو به شب پرده میکشد تو به شب پرده میدری
- 5 صنما خاک پای خود تو مرا سرمه وام ده·که نظر در تو خیره شد که تو خورشیدمنظری
- 6 رخ خوبان این جهان همه ابرست و تو مهی·سر شاهان این جهان همه پایست و تو سری
- 7 چو درآمد خیال تو مه نو تیره شد بگفت·چه عجب گر تو روشنی که از او آب میخوری
ganjoor: sh3140 · public domain