ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 373› เบท 4 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۳۷۳
- صورت اگرت چو تیر انداخت جانش بکشید چون کمانت
G373:4
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 گر مینکند لبم بیانت·سر میگوید به گوش جانت
- 2 گر لب ز سلام تو خموش است·بس هم سخن است با نهانت
- 3 تن از تو همیکند کرانه·جان بگرفته است در میانت
- 4 صورت اگرت چو تیر انداخت·جانش بکشید چون کمانت
- 5 هرچ از تو نهان کند بگوید·در گوش ضمیر رازدانت
- 6 این دم اگر از میان برونی·بازآرد دل کمرکشانت
- 7 در باطن کرده خاص خاصت·در ظاهر کرده امتحانت
- 8 خامش که چو در تو این غم انداخت·بس باشد این کشش نشانت
ganjoor: sh373 · public domain