ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 401 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · G401 · 7 บทกลอน
غزل شمارهٔ ۴۰۱
เปิดเบทใดก็ได้เพื่อดูหน้าเฉพาะ — ความหมาย คำอธิบาย ศัพท์ยาก.
- G401:1 اندرآ ای مه که بیتو ماه را استاره نیستتا خیالت درنیاید پای کوبان چاره نیست
- G401:2 چون خیالت بر که آید چشمهها گردد روانخود گرفتم کاین دل ما جز که و جز خاره نیست
- G401:3 آتش از سنگی روان شد آب از سنگی دگرلعل شد سنگی دگر کز لطف تو آواره نیست
- G401:4 بارها لطف تو را من آزمودم ای لطیفمرده را تو زنده کردی بارها یک باره نیست
- G401:5 ابر رحمت هر سحر گر میببارد آن ز تستوین دل گریان من جز کودک گهواره نیست
- G401:6 همچو کوه طور از غم این دلم صدپاره شدلیک اندر دست من زان پارهها یک پاره نیست
- G401:7 آهن برهان موسی بر دل چون سنگ زدتا جهد استارهای کز ابر یک استاره نیست
ganjoor: sh401 · public domain