ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 467› เบท 7 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۴۶۷
- دل چه نهی بر جهان باش در او میهمان بنده آن شو که او داند مهمان کیست
G467:7
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 آنک چنان میرود ای عجب او جان کیست·سخت روان میرود سرو خرامان کیست
- 2 حلقه آن جعد او سلسله پای کیست·زلف چلیپا و شش آفت ایمان کیست
- 3 در دل ما صورتیست ای عجب آن نقش کیست·وین همه بوهای خوش از سوی بستان کیست
- 4 دیدم آن شاه را آن شه آگاه را·گفتم این شاه کیست خسرو و سلطان کیست
- 5 چون سخن من شنید گفت به خاصان خویش·کاین همه درد از کجاست حال پریشان کیست
- 6 عقل روان سو به سو روح دوان کو به کو·دل همه در جست و جو یا رب جویان کیست
- 7 دل چه نهی بر جهان باش در او میهمان·بنده آن شو که او داند مهمان کیست
- 8 در دل من دار و گیر هست دو صد شاه و میر·این دل پرغلغله مجلس و ایوان کیست
- 9 عرصه دل بیکران گم شده در وی جهان·ای دل دریاصفت سینه بیابان کیست
- 10 غم چه کند با کسی داند غم از کجاست·شاد ابد گشت آنک داند شادان کیست
- 11 ای زده لاف کرم گفته که من محسنم·مرگ تو گوید تو را کاین همه احسان کیست
- 12 آن دم کاین دوستان با تو دگرگون شوند·پس تو بدانی که این جمله طلسم آن کیست
- 13 نقد سخن را بمان سکه سلطان بجو·کای زر کامل عیار نقد تو از کان کیست
ganjoor: sh467 · public domain