ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 516› เบท 8 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۵۱۶
- آن که سر از پای نداند کجاست مست فتادست به کوی الست
G516:8
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 بازرسیدیم ز میخانه مست·بازرهیدیم ز بالا و پست
- 2 جمله مستان خوش و رقصان شدند·دست زنید ای صنمان دست دست
- 3 ماهی و دریا همه مستی کنند·چونک سر زلف تو افتاده شست
- 4 زیر و زبر گشت خرابات ما·خنب نگون گشت و قرابه شکست
- 5 پیر خرابات چو آن شور دید·بر سر بام آمد و از بام جست
- 6 جوش برآورد یکی می کز او·هست شود نیست شود نیست هست
- 7 شیشه چو بشکست و به هر سوی ریخت·چند کف پای حریفان که خست
- 8 آن که سر از پای نداند کجاست·مست فتادست به کوی الست
- 9 باده پرستان همه در عشرتند·تنتن تنتن شنو ای تن پرست
ganjoor: sh516 · public domain