ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 523 เบท 4 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۵۲۳

  1. من بر در این شهر دی بشنیدم از جمع پری خانه ش بده بادا که او بر شهر ما عاشق نشد

G523:4

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 ای بی‌وفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد·قهر خدا باشد که بر لطف خدا عاشق نشد
  2. 2 چون کرد بر عالم گذر سلطان ما زاغ البصر·نقشی بدید آخر که او بر نقش‌ها عاشق نشد
  3. 3 جانی کجا باشد که او بر اصل جان مفتون نشد·آهن کجا باشد که بر آهن ربا عاشق نشد
  4. 4 من بر در این شهر دی بشنیدم از جمع پری·خانه ش بده بادا که او بر شهر ما عاشق نشد
  5. 5 ای وای آن ماهی که او پیوسته بر خشکی فتد·ای وای آن مسی که او بر کیمیا عاشق نشد
  6. 6 بسته بود راه اجل نبود خلاصش معتجل·هم عیش را لایق نبد هم مرگ را عاشق نشد

ganjoor: sh523 · public domain