ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 529› เบท 7 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۵۲۹
- وان عقل پرمغزی که او در نوبهاری دررسد از پوستها فارغ شود، کی غصه قندز خورد؟
G529:7
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 خامی سوی پالیز جان آمد که تا خربز خورد·دیدی تو یا خود دید کس کاندر جهان خر بز خورد؟
- 2 تروندهٔ پالیز جان هر گاو و خر را کی رسد؟·زان میوههای نادره، زیرکدل و گربز خورد
- 3 آن کس که در مغرب بود یابد خورش از اندلس·وان کس که در مشرق بود او نعمت هرمز خورد
- 4 چون خدمت قیصر کند او راتبه قیصر خورد·چون چاکر اربز بود از مطبخ اربز خورد
- 5 آن کاو به غصب و دزدییی آهنگ پالیزی کند·از داد و داور عاقبت اشکنجههای غز خورد
- 6 تُرک آن بود کز بیم او دیه از خراج ایمن بود·تُرک آن نباشد کز طمع سیلی هر قنسز خورد
- 7 وان عقل پرمغزی که او در نوبهاری دررسد·از پوستها فارغ شود، کی غصه قندز خورد؟
- 8 صفرایییی کز طبع بد از نار شیرین میرمد·نار ترش خواهد ولی آن به که نار مز خورد
- 9 خامش نخواهد خورد خود این راحهای روح را·آن کس که از جوعالبقر ده مرده ماش و رز خورد
ganjoor: sh529 · public domain