ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 575 เบท 4 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۵۷۵

  1. بود مه سایه را دایه به مه چون می‌رسد سایه بگو «ای مه! نمی‌دانم تو را خانه کجا باشد»

G575:4

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 ایا سر کرده از جانم! تو را خانه کجا باشد؟·الا ای ماه تابانم! تو را خانه کجا باشد؟
  2. 2 الا ای قادر قاهر! ز تن پنهان به دل ظاهر·زهی پیدای پنهانم تو را خانه کجا باشد؟
  3. 3 تو گویی خانهٔ خاقان بود دل‌های مشتاقان·مرا دل نیست ای جانم! تو را خانه کجا باشد؟
  4. 4 بود مه سایه را دایه به مه چون می‌رسد سایه·بگو «ای مه! نمی‌دانم تو را خانه کجا باشد»
  5. 5 نشان ماه می‌دیدم به صد خانه بگردیدم·از این تفتیش برهانم تو را خانه کجا باشد؟

ganjoor: sh575 · public domain