ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 604 เบท 6 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۶۰۴

  1. گر صورت شمع او اندر لگن غیرست بر سقف زند نورش گر شمع لگن دارد

G604:6

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 هرک آتش من دارد او خرقه ز من دارد·زخمی چو حسینستش جامی چو حسن دارد
  2. 2 غم نیست اگر ماهش افتاد در این چاهش·زیرا رسن زلفش در دست رسن دارد
  3. 3 نفس ار چه که زاهد شد او راست نخواهد شد·گر راستیی خواهی آن سرو چمن دارد
  4. 4 صد مه اگر افزاید در چشم خوشش ناید·با تنگی چشم او کان خوب ختن دارد
  5. 5 از عکس ویست ای جان گر چرخ ضیا دارد·یا باغ گل خندان یا سرو و سمن دارد
  6. 6 گر صورت شمع او اندر لگن غیرست·بر سقف زند نورش گر شمع لگن دارد
  7. 7 گر با دگرانی تو در ما نگرانی تو·ما روح صفا داریم گر غیر بدن دارد
  8. 8 بس مست شدست این دل وز دست شدست این دل·گر خرد شدست این دل زان زلف شکن دارد
  9. 9 شمس الحق تبریزی شاه همه شیرانست·در بیشه جان ما آن شیر وطن دارد

ganjoor: sh604 · public domain