ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 619 เบท 4 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۶۱۹

  1. جان به قدم رفته در کتم عدم رفته با قد به خم رفته در حین به میان آید

G619:4

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 آن صبح سعادت‌ها چون نورفشان آید·آن گاه خروس جان در بانگ و فغان آید
  2. 2 خور نور درخشاند پس نور برافشاند·تن گرد چو بنشاند جانان بر جان آید
  3. 3 مسکین دل آواره آن گمشده یک باره·چون بشنود این چاره خوش رقص کنان آید
  4. 4 جان به قدم رفته در کتم عدم رفته·با قد به خم رفته در حین به میان آید
  5. 5 دل مریم آبستن یک شیوه کند با من·عیسی دوروزه تن درگفت زبان آید
  6. 6 دل نور جهان باشد جان در لمعان باشد·این رقص کنان باشد آن دست زنان آید
  7. 7 شمس الحق تبریزی هر جا که کنی مقدم·آن جا و مکان در دم بی‌جا و مکان باشد

ganjoor: sh619 · public domain