ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 622 เบท 3 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۶۲۲

  1. روزی که بپرد جان از لذت بوی تو جان داند و جان داند کز دوست چه می‌بوید

G622:3

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 جان پیش تو هر ساعت می‌ریزد و می‌روید·از بهر یکی جان کس چون با تو سخن گوید
  2. 2 هر جا که نهی پایی از خاک بروید سر·وز بهر یکی سر کس دست از تو کجا شوید
  3. 3 روزی که بپرد جان از لذت بوی تو·جان داند و جان داند کز دوست چه می‌بوید
  4. 4 یک دم که خمار تو از مغز شود کمتر·صد نوحه برآرد سر هر موی همی‌موید
  5. 5 من خانه تهی کردم کز رخت تو پر دارم·می‌کاهم تا عشقت افزاید و افزوید
  6. 6 جانم ز پی عشق شمس الحق تبریزی·بی پای چو کشتی‌ها در بحر همی‌پوید

ganjoor: sh622 · public domain