ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 67 เบท 6 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۶۷

  1. زدی در من یکی آتش که شد جان مرا مفرش که تا آتش شود گل خوش که تا یکتا شود صد تا

G67:6

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 از آن مایی ای مولا اگر امروز اگر فردا·شب و روزم ز تو روشن زهی رعنا زهی زیبا
  2. 2 تو پاک پاکی از صورت ولیک از پرتو نورت·نمایی صورتی هر دم چه باحسن و چه بابالا
  3. 3 چو ابرو را چنین کردی چه صورت‌های چین کردی·مرا بی‌عقل و دین کردی بر آن نقش و بر آن حورا
  4. 4 مرا گویی چه عشقست این که نی بالا نه پستست این·چه صیدی بی ز شستست این درون موج این دریا
  5. 5 ایا معشوق هر قدسی چو می‌دانی چه می‌پرسی·که سر عرش و صد کرسی ز تو ظاهر شود پیدا
  6. 6 زدی در من یکی آتش که شد جان مرا مفرش·که تا آتش شود گل خوش که تا یکتا شود صد تا
  7. 7 فرست آن عشق ساقی را بگردان جام باقی را·که از مزج و تلاقی را ندانم جامش از صهبا
  8. 8 بکن این رمز را تعیین بگو مخدوم شمس الدین·به تبریز نکوآیین ببر این نکته غرا

ganjoor: sh67 · public domain